تبليغاتX
ارابه ران ِ خورشید

ارابه ران ِ خورشید

کلیبر ( دژ بابک )

سفر به کلیبر برای شرکت در جشن زاد روز ِ بابک خرمدین

بابک که 22 سال خواب را از چشمان اعراب هزار پدر ربوده بود اینک خواب را به نوادگان هزارپدر ِ همان درندگان حرام کرده است .

قلعه بابک که همه ساله شاهد ایران دوستان بوده چند سالی است که شاهد محاصره کوه از طرف حرامزادگان ِ ضد ِ ایرانی ِ وهابی است .

کلیبر در 60 کیلومتری شمال شهرستان اهر در آزربایجان شرقی واقع شده است و نیروهای انتظامی از 40 کیلومتری شهر را محاصره کرده بودند و احتمالا این همان جایی است که نیروهای معتصم خلیفه خون آشام ِ خرفستو بوسیله شاهزاده خودفروخته ایرانی افشین ِ نامرد قلعه را محاصره کرده بود .

نیروهای انتظامی ِ محلی را نیروهای ویژه و لباس شخصی های هزارپدر رهبری میکردند . لباس شخصیها که بدون لحجه محلی صحبت میکردند به اندازه ای وقیح و ....... بودند که ماموران ِ انتظامی معذرت خواهی کردند .

بوجود آوردن این نارضایتی میتواند برنامه ریزی شده باشد که عوامل خارجی با پول وهابیون و خودفروختگان داخلی آگاهانه میخواهند ایجاد کنند . تا جایی که حتی ماموران انتظامی هم از این عمل ناراضی بودند و این همه برای این است که در صورت تجزیه مردم به اندازه ای ناراضی هستند که بجای اعتراض استقبال هم میکنند .

وگر نه بابک با کسانی جنگید که علی ابن ابیطالب و حسین ابن علی و دیگر علویان با آنان جنگیده بودند و این نظام خود را ادامه دهنده راه ِ آنان میداند پس چگونه است که با جنگ بابک مخالف است ؟

آیا این ایران ستیزی و  وهابیگری نیست ؟ آیا ایران ستیزی خواست ِ وهابیون ِ عرب ِ هزارپدر و آمریکا و روسیه و انگلیس و دیگر استعمار گران نیست ؟

من نتیجه میگیرم که محاصره کنندگان و دستور دهندگانشان ضد ِ ایرانی و خائن هستند . امروز و همیشه مرگشان باد .

این هزارپدران از پیش برنامه ریزی کرده بودند و کلا مسافران را بشهر راه نمیدادند و به مسافران برگه ای میدادند که رویش نوشته بود " گردشگر گرامی : با توجه به انجام رزمایش فرهنگی رزمی سپاه عاشورا ( که روی سپاه عاشورا را قلم گرفته بودند ) در منطقه عمومی کلیبر ، لطفا روزهای پنجشنبه و جمعه 10 و 11 تیر از تردد در این منطقه خودداری فرمایید "

نکته جالب اینکه این شهر در مسیر شهرهای دیگری است که با بسته شدن این شهر دسترسی به شهرهای بعدی هم امکانپذیر نبود .

در محور اهر – کلیبر که من از آنجا به سمت قلعه در حرکت بودم از دو راهی سامبران مسافران را برمیگرداندند .

عکس های زیر گویای ِ ترس هزارپدران از آزادگان ِ ایرانی است که پس از 1500 سال همچنان نمیتوانند بخوابند . از امروز شما را برای سال آینده و سالهای دیگر به قلعه بابک میخوانم تا این نامردمان ِ هزارپدر بدانند که ما بیشماریم و پیروزی از آن ِ ایرانیان است .

برای دیدن عکس ها اینجا را کلیک کنید :

http://ssa2520.fotopages.com/

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 تیر1389ساعت 22:13  توسط شهرام هخامنش  | 

دلدار

 

میان ِ این همه مرده

میان ِ این همه بزدل

میان ِ فقر و بدبختی

میان ِ دزدی و تزویر

تو و من

دل به هم داده

تو و من

عاشق و معشوق

بدور از هر چه بی رنگی

فقط در فکر یک بوسه

هم آغوشی ،

بدور از ثروت رندان

بدور از دشنه و نیرنگ

بدور از گریه ً مردان

به وقت ِ حمل ِ یک مرده

بدور از حسرت مادر

به وقت ِ دیدن ِ دختر

بدور از خندهً کودک

به وقت ِ بازی و شادی

بدور از ماندن و رفتن

به وقت ِ حمله ً دشمن

فقط در فکر ِ مرتومان

فقط در فکر ِ یک بوسه

فقط در حسرت ِ گرمای تنهای به هم پیچان

فقط در فکر ِ آزادی

فقط در فکر ِ آزادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 فروردین1389ساعت 21:2  توسط شهرام هخامنش  | 

فلسفه سیاسی

یکی از دیرینه ترین خواستهای همه اندیشمندان و فیلسوفان سیاسی خواست عقلانی کردن سیاست بوده است . این خواست خود متضمن دشواریها و ابهامات بسیاری بوده است . از همه مهمتر این که دولت عقلانی یا معقول اصلا چیست و چه ابزارهایی برای عقلانی کردن سیاست در دست است .

همچنین حوزه سیاست با توجه به ماهیت آن یعنی اهمیت قدرت و آمریت و اجبار در آن ، یکی از دورترین حوزه ها نسبت به عقل تلقی میشود و این فاصله خود بر فوریت و اهمیت پروردن سیاست در دامن عقل میافزاید .

در بحث های فلسفه سیاسی  ،  عقل در مقابل زور ، هوا و هوس ، شرع و دین به کار رفته است .

در حوزه عقل ، بر خلاف حوزه های مقابل آن ، برای اثبات عقاید خود دلیل میآوریم .

این تفاوت در حوزه های عقل و ناعقل صرفا تفاوتی صوری نیست بلکه حقیقتی است انکار ناپذیر .

پیش به سوی دولتی عقلانی .

اندیشه مدینه فاضله افلاطونی ، قرار داد اجتمایی  لاک روسو ،  مشروعیت عقلی - قانونی  بوروکراسی مدرن در اندیشه وبر ، وجوه گوناگون عقلانی کردن دولت هستند .

تنها وقتی میتوان در خصوص عقلانی بودن خواستها و اهداف سخن گفت که کارگزار مورد نظر بتواند از اهداف خود در آستانه ذهن و زبان عمومی به شیوه ای مستدل دفاع کند . این یعنی که کارگزار بضورت انفرادی و تک ذهنی نمیتواند خواستهای خود را برگزیند و در مورد جامعه تصمیم انفرادی بگیرد .

حال نگاهی بیفکنیم به فلسفه سیاسی و اسلام :

جایگاه بحث ما در تقسیمی که   ابن خلدون    در المقدمه از انواع حکومت به دست داده است روشن میشود . وی بر حسب مبنای قوانین از سه حکومت سخن گفته است .

١ - سیاست الدینیه  یا دولت شرعی که قانون آن مبتنی بر شرع اسلام است .

٢ - سیاست العقلیه که قانون آن ناشی از عقل و نظر حاکم است که اگر حاکم ظالم باشد به دیکتاتوری میانجامد .

٣ - سیاست المدینه ، به نظر این خلدون چنین حکومتی میبایست سیرت و سرشتی در مردم بوجود آورد که هرگونه نیاز به قدرت دولتی را زلیل کند . وی این حکومت را ناممکن میدانست و آن را متعلق به عالم خیال میشمرد .

مهمترین مشکل فلاسفه اسلامی چنانچه این خلدون هم بدان اشاره کرده یافتن مکانیسم هایی برای عقلانی کردن دولت بگونه ای که عقل جای زور را بگیرد میباشد .لیکن کوششهای فلاسفه اسلامی در این راه رویهمرفته با شکست مواجه شد و عقل مورد نظر آنها نه عقلی مستقل و آزاد بلکه عقلی متصل و پایبند به شرع میشد .

فلسفه سیاسی اسلام بطور کلی به شرعی کردن عقل انجامید .

توفان خنده ها .

+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 0:9  توسط شهرام هخامنش  | 

هفت آبان مبورک

٧ آبان روز کورش بزرگ و روز منشور حقوق بشر بر تمام آریاییان و جهانیان مبورک

برای جستاری بیشتر به تارنگار بیداری نگاه کنید

http://beedare.blogspot.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 23:34  توسط شهرام هخامنش  | 

خودتون قضاوت کنید ( 4 )

این حرفهایی که روشنفکران میزنند که ما ایرانی هستیم و برای ایران چه ها باید بکنیم و چه نباید بکنیم معنی ندارد ، ما در خارج از اسلام اصولا کشوری بنام ایران نمیشناسیم و اینهایی که میگویند ملت و ملیت ، بروند گم بشوند ، این ملیت نقشه ای است که ابر قدرتها برای ما کشیده اند و میخواهند شما را منحرف کنند از اسلام ، اینها از پس مانده گبرهایی میخورند که صحبت از شئون ملی و پان ایرانیسم میکردند .    (  خمینی  )

و بموازات آن ، دیگر کارگردان ِ دست اول ولایت فقیه چنین میگوید :  تکیه بر تاریخ هخامنشیان و ساسانیان در ایران قبل از انقلاب سوغاتی بود که بمنظور اسلام زدایی از فرهنگ بیان میشد ، برگزاری هزاره فردوسی در سال ١٣١٣ و پیراستن زبان فارسی از زبان عربی نیز توطئه ای از سوی غرب برای نابودی اسلام بود ، با توسل به باستان شناسیِ خرابه های تخت جمشید از خاک بیرون آورده شد تا برای ملت ما تاریخ ساخته شود ، در حالی که آن تاریخ ، تاریخ کاملا بیگانه ای از اسلام بود ، هنرمندان ِ ایرانی از آرش کمانگیر میگویند ولی یک کلمه از کربلا نمیگویند .         ( حسین موسوی )

حال خودتون قضاوت کنید آیا موسوی از احمدی نژاد بدتر نیست ؟

اصولا آیا تمامشان ابلهان ِ هزار پدر ِ عرب تبار ِ وطن فروش  نیستند ؟

آیا اگر این بی پدران ِ کودن بر سریر قدرت نبودند آیا باز کسی جرئت میکرد بر خلیج همیشه پارس نام ِ دیگری نهد ؟

خودتون قضاوت کنید .

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 22:6  توسط شهرام هخامنش  | 

خودتون قضاوت کنید ( 3 )


افسانه زنده بگور کردن دختران در عربستان دروج بزرگی است که ساخته و پرداخته ذهن بیمارگونه و پلید کسانی است که میخواهند در بند کردن زنان را توجیح کنند . اگر بیاییم ظلمی را که در حق زنان شده در نظر بگیریم خواهیم دید که چرا چنین دروغی معنا پیدا میکند .

چگونه باید زندانی کردن زنان را و محروم کردن ١۴٠٠ ساله ایشان را طوری جلوه داد که یک عمل مترقیانه بنظر آید ؟

اگر در سرزمینی زندگی کنی که زنان ننگ باشند و آنان را در هنگام تولد بکشند آنگاه اگر آنان را فقط در خانه زندانی کنیم و بگوییم با مرد غریبه از پشت چادر سخن بگو و انگشتت را هم در دهانت بکن . تازه منتی هم بر سرش داریم زیرا نکشتیمش .!!!!!!!!

چه لطف بزرگی در حق این موجودات کم خرد که ارزش نصف مرد را دارند !!!!!!!!!

بقول شاملو : توفان خنده ها

تازه برای آنکه نکشیمشان میگوییم آنان آفریده شده اند برای لذت جویی مردان حاکم !!!!!

توفان خنده ها

راستی اگه زنها رو قبل از تولد میکشتند پس از مریخ زن وارد میکردند .

حتما مادر تمام اینان مریخی بوده اند و چون حتما گرون تمام میشده همه از این موهبت بی بهره بوده اند برای همین به عربها هزار پدر میگویند .

چون مهریه ( پولی که برای کردن پرداخت میشده { میشود } ) سنگین بوده برای همین چند نفر جمع میشده اند و مهریه را میپرداختند از این رو صیغه بوجود آمده که پول کمتری برای یکبار کردن میداده اند . آنان که پول دار بودند پول کابین ( کس ) زن را یکجا برای زمان ٩٩ سال پرداخت میکردند { توضیح : این زنان که پول دریافت میکردند همگی مریخی بودند }

حال خودتون قضاوت کنید

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 11:28  توسط شهرام هخامنش  | 

خودتون قضاوت کنید ( 2 )


هیچ حکومتی در دنیا نیست که همه مردم آن بروند به دادگستری . اگر حکومت اسلامی بخواهیم باید محاکمی داشته باشیم که در آنها بشود فورا مجرم را کشت ! ( یوسف صانعی )

از نظر اسلام یک دختر ٩ ساله بالغ شمرده میشود و اسلام اجازه میدهد که چنین کسی را در صورت دستگیری در تظاهرات ضد انقلاب همانجا اعدامش کنیم ( اسداله لاجوردی دادستان تهران )

اشخاصی به دادگاه شرع اطلاع دادند که در تشخیص هویت بعضی از اعدام شدگان اشتباه شده به آنها گفته شد اشکالی ندارد در آن دنیا شهید محسوب میشوند ( یوسف صانعی )

به این آسانی که در دادگاههای انقلاب آدم میکشند گوسفند سر نمیبرند ! ( مکارم شیرازی )

امروز ما از چنان قدرتی برخورداریم که آمریکا و روسیه برای مقابله با قدرت روزافزون جمهوری اسلامی در کنار هم قرار گرفته اند . ( محسن رضایی )

استعمار برای کشورهای جهان سوم برنامه ریزی میکند و یکی از برنامه ها ورزش است . اگر ما بتوانیم ورزش را در جهتی هدایت کنیم که جهانیان را به زهد بکشانیم ، آنوقت است که ورزش ما دارای ارزش است . ( زن رجایی )

دمکرات ترین کشور دنیا امروز ایران است . این را از ریگان ، میتران ، تاچر  و از هرکسی که میخواهید بپرسید . ( هاشمی رفسنجانی )

ابر قدرتها میدانند که حجاب اساس حکومت اسلام است ، و برای غارت منابع نفتی خلیج فارس ، نخست باید حجاب را از میان ببرد !!!  ( زهرا رهنورد  همسر میر حسین موسوی )

سر و صدایی را که درباره گرانی هندوانه براه افتاده با توطئه ابر قدرتها در خلیج فارس مربوط است !!!! ( میر حسین موسوی )

جامعه ورزشی ما باید سرنوشت خودش را پیوند بزند با حرکت امت حزب الله در نماز جمعه ها  ،  آنوقت است که این جامعه ورزشی خواهد درخشید . ( میر حسین موسوی )

متفکران و آزادیخواهان جهان بطور دسته جمعی به ما میگویند : شما ابر قدرت دنیا هستید . ( سید علی خامنه ای )

  همه را میتوان فریب داد     ،    عده ای را برای همیشه میتوان فریب داد   ،                        اما همه را برای همیشه نمیتوان فریفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 0:35  توسط شهرام هخامنش  | 

نقل از (این منم شهرام ارابه ران خورشید)

 

هویت ملی ( 1 )

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چندی پیش مطلبی در باره حوزه های سیاسی فلات ایران نوشتم که چگونه  در کمتر از هفتاد سال درندگان ِ خون آشام آنرا تجزیه کردند که در پایان همین نوشته میآید .

حال به آن میپردازم که چرا دولت شاهنشاهی ایران باید کنار گذاشته میشد و بجای آن حکومتی میآمد که اسلامی باید باشد .

١ - از روزگاران باستان شاه ایران را شاهنشاه میخواندند و شاه ِ جهانش میدانستند و این قانونی جهانی شد که در هر مراسم ِ جهانی که چند کشور با شاهان و رییس جمهورانشان باشند این پادشاه ایران است که اول وارد میشود یا اول غذایش را بر میدارد و ..... پس از آن دیگر شاهان و رییس جمهوران  ،   و این آنان را خوش نمیآمد  .

٢ - در قراردادهایی که منجر به تجزیه ایران در زمان قاجاریان ِ سست بنیاد صورت گرفت ، قرار بر آن بود که سرزمینهای ما برای زمان ِ مشخصی در اختیار دولتهای روس و انگلیس باشد و پس از اتمام آن دوره به ایران باز گردانده شود و اگر شاه که هویت ملی داشت بر سریر قدرت باقی میماند سعی در بازپس گرفتن آن واحد های سیاسی میکرد ، و این آنان را خوش نمیآمد .

پس حکومتی دیگر میباید ، اما چرا اسلامی ؟

زیرا هویت اینان از اسلام سرچشمه میگیرد که ریشه در تاریخ عربستان دارد و ما شاهد آن هستیم که هم اینک چقدر تبلیغ تاریخ عربستان میشود و تمام گفتمان تلویزیون و رادیو از اینگونه است ، پس اینان بهترین هستند برای از بین بردن تمدن ایرانی و آریایی  .

کاری را که اگر خودشان میخواستند انجام دهند به این خوبی موفق نمیشدند و ما میبینیم که دولت اسلامی حوزه های سیاسی آریایی را به رسمیت شناخته و هیچ درخواستی مبنی بر بازپس گرفتن این سرزمینها ندارد .

با این حال دیدیم که دولت آمریکا از ترس اتحاد آریایی به این سرزمینها حمله نظامی کرد اگر چه از چندین سال پیش سعی در بر هم زدن دوستی این مرتومان از طریق نفاق افکنی داشت .

بیاییم باور دشمنان را بر هم زنیم و سعی در بازپس گیری سرزمین اجدادیمان کنیم .

                  پیش به سوی اتحاد آریایی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

(در درازای تاریخ این سرزمین یعنی از چند هزار سال پیش تا کمابیش دو سده ی اخیر قلمرو فرمانروائی دولت ایران پهنه ی فلات ایران بود . فلات ایران یک واحد شناخته شده ی جغرافیائی در سطح جهانی است . مرزهای فلات ایران عبارتند از کوه های قفقاز و رودخانه آمودریا و سیر دریا در شمال . از خاور بلات پامیر و رود سند . از جنوب اقیانوس هند و خلیج فارس . از باختر رودخانه دجله و فرات .
چنانکه گفته شد این سرزمین پهناور که بیش از ۴ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد در درازای چند هزار سال قلمرو دولت ایران بود . البفه در زمانهای بسیار این قلمرو از پهنه ی فلات ایران فراتر رفته است و در زمانهائی نیز جندین دولت ایرانی ( در آرامش و یا جنگ ) در کنار هم در این پهنه فرمانروائی داشته اند .
با آغاز سده ی نوزدهم میلادی دولت ایران مورد یورش سازمان یافته ی استعمارگران اروپائی یعنی روس و انگلیس قرار گرفت . در دوره ای کمتر از هفتاد سال دولت ایران وسیله دو امپراتوری مزبور به طور کامل تجزیه شد .
تجزیه ایران در فاصله زمانی (
۱۸۱۳ تا ۱۸۸۱ م ) صورت گرفت . قراردادهای منجر به تجزیه ایران عبارتند از :
قرارداد گلستان ( ۱۸۱۳ م / ۱۱۹۲ خ ) برپایه این قرار داد بخشهائی از سرزمین قفقاز به اشغال روس ها در آمد .
قرار داد ترکمان چای ( ۱۸۲۸م / ۱۲۰۶ خ ) یا قرار داد تجزیه کامل قفقاز
قرارداد پاریس ( ۱۸۵۷ م / ۱۲۳۵ خ ) برپایه این قرار داد دیوار جدائی میان مردم ایران و افقانستان کشیده شد .
تجزیه مکران و بلوچستان ( ۱۸۷۱ م / ۱۲۵۰ خ )
قرار داد آخال ( ۱۸۸۱ م / ۱۲۶۰ خ ) تجزیه سرتاسری سرزمین های خوارزم و فرارود
از آنجا که در براگشت تجزیه پایتخت دولت ایران شهر تهران بود نام ایران برای این قسمت از سرزمین فلات ایران بر جای ماند . بی تردید اگر پایتخت دولت آنزمان در شهر بخارا یا کابل یا ..... قرار داشت نام کنونی ایران چیز دیگری بود
از این رو برای پیوند تمامی ایران بزرگ یا به قول هم خانمان افغانستانی آریانا و یا به گفته ی درست تر ایرانا باید کوشید .
فرزندان ایرانا در حال حاضر در این واحدهای سیاسی زندگی میکنند :

          نخست - در قفقاز :
جمهوری آذربایجان ( اران )
جمهوری ارمنستان
جمهوری گرجستان
داغستان - اوستی شمالی - چچنستان - اینگوشستان - قاباردین - بالخارستان و .....
           دوم -  در خوارزم و فرارود
جمهوری ترکمنستان
جمهوری ازبکستان
جمهوری تاجیکستان
بخشهائی از قزاقستان و قرقیزستان
           سوم - افقانستان 
          چهارم - بخشهائی از مکران و بلوچستان پاکستان
           پنجم - کردستان عراق و ترکیه
           ششم - بحرین
          هفتم - ایران کنونی )

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 23:2  توسط شهرام هخامنش  | 

کوچ از پرشین بلاگ

با درود به آزادگان ایران زمین امروز از پرشین بلاگ کوچ کردم اینجا

از شهریور ۸۲ در پرشین بلاگ نوشتم امروز دیدم پرشین بلاگ رو فیلتر کردن این شد که آمدم اینجا

آدرس پرشین بلاگ http://ssa2520.persianblog.ir/ با نام

                                                               ( این منم شهرام ارابه ران ِ خورشید )

شاد زیوید

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 22:41  توسط شهرام هخامنش  |